‏نمایش پست‌ها با برچسب لغات و اسامی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب لغات و اسامی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ شهریور ۲۴, یکشنبه

لغات
قمچولك: نوني كه به صورت ناودوني درآمده و توي ماست ميزنند و مي خورند. (Ghamchulek)
جري پولكي دم: تا بيخ گلو (Jeri Pulaki Dam)

۱۳۸۷ شهریور ۲۳, شنبه

۱۳۸۷ مرداد ۲۳, چهارشنبه

چند لغت ديگر

اسبج (esbej)= شپش
چپش (chaposh)= بزغاله دوساله!
مال (maal)= گوسفند
وره كولي يا وركولي (var kooli)= بزغاله
كولي (kooli)= بز
وركولي بان (var kooli baan)= كسي كه بزغاله ها و بره ها را براي چرا مي برد*

* در روستاي پدرم در فصلهايي كه هوا خوب بود، اين كار نوبتي بين خانواده هايي كه گوسفند و بز داشتند ميگرديد. و يادم مي آيد وقتي بچه بودم چند بار با بزرگترها براي بردن گله بزغاله ها و بره ها رفته بودم يادش به خير خيلي خوش مي گذشت.
گوسفندها را به جاهاي دورتر در كوه ها براي چرا مي بردند و بره ها و بزغاله ها را در حاشيه ده و چون ما كوچك بوديم و رفتن به كوه برايمان سخت بود ما را با مال نمي بردند.

۱۳۸۷ مرداد ۵, شنبه

ياد بگيريم

شول (shool): فرياد؛ شيون

ديم يا ديمان (deem): رخسار و صورت

آتك (atok): والك، سبزي معطر كوهي كه در بهار در دامنه هاي البرز مي رويد و از آن براي درست كردن آش يا پلو استفاده مي شود.

لوله (loola): بچه

گربه لوله (goorba loola): بچه گربه

شلانك (sholanok): قيصي، زردآلو

۱۳۸۷ خرداد ۲۲, چهارشنبه

درس جديد

خوب بچه ها، ديدن فيلم و عكس بسه يك كمي هم به درس و مشقمون برسيم!!!
كلمه هاي آموزشي اين هفته:
پرزو (porzo) = صاف كردن شير با پارچه نازك
وره (vare) = بره
نكاس (nekas) = لبه و اطراف بام
دوجال(doojal) = گياهي كه ميوه آن تيغ دارد و در فصل تابستان به خاطر گرماي هوا خشك شده به جوراب و كفش و .. مي چسبد.
* عكس دوجال را در post بعدي مي گذارم.

۱۳۸۷ خرداد ۱۳, دوشنبه

چند لغت

خز گيتن (khoz giton)= خمير كردن
دنگتن (dengaton)= انداختن
ويگيتن (wigiton)= گرفتن
هدان (hadan)= دادن
جوزمغز (jouze maghz)= مغز گردو

۱۳۸۷ خرداد ۶, دوشنبه

د باز ياد هگيريم

شوش shoosh: چوب، تركه
قزقان ghazghan: ديگ مسي، پاتيل
پيجار pijar: كفش، دمپايي
چوچوك choochook: گنجشك

كمان‌گوشت خورش

مواد لازم:
كمان‌گوشت (قارچ)
سير
كالتوك (خامه)
ادويه به ميزان لازم
يك خورش بسيار خوشمزه‌اي‌است كه در عمرم خوردم. حتما همه‌ي شما كمان‌گوشت طالقان را خورديد و مي‌دانيد كه چه‌قدر مزه‌ي منحصر به‌فردي دارد. حالا فكر كنيد با اين كمان‌گوشت يك خورش درست بشه چه شود...
ابتدا كمان‌گوشت‌ها را نگيني خرد مي‌كنيد. بعد كمي سير ( بستگي به ذائقه‌ي شما) را خرد كرده و در تابه كمي تفت مي‌دهيد و سپس كمان‌گوشت‌ها را در تابه مي‌ريزيد و با سير تاب مي‌دهيد بعد مي‌گذاريد تا با بخار خود كمان‌گوشت‌ها پخته شود در نهايت مقداري كالتوك به آن اضافه كرده و مي‌گذاريد تا كمي با كالتوك جوش بزند. غذا حاضر است. نوش جان!

۱۳۸۷ اردیبهشت ۳۱, سه‌شنبه

۱۳۸۷ اردیبهشت ۳۰, دوشنبه

خاطرات شيرين

يكي از ويژگيهاي بارز اكثر مردم طالقان سادگي و ساده دلي آنان است.
خاطره زير از يكي از پيرزنهاي روستاي مجاور ماست كه به رحمت خدا رفته ولي ساده دلي اش، به يادگار مانده.
وقتي پسرش براي اولين بار ماشين به روستايشان آورده، شب هنگام بوده و نور چراغ ماشين بر پرچينهاي باغ افتاده بوده است. حتماً ميدانيد كه اين بوته هاي پرچين به دليل نازك و خشك بودن سريع آتش مي گيرند.
خلاصه پير زن با ترس پسرش را صدا مي زند و مي گويد: "ببه خموش كن پرچينان تش اگيت!"
خموش: (Khamush)
  • پرچينان: پرچين ها (parchinan)
  • تش: (Tash) آتش
  • تش اگيت: (tash agit) آتش گرفت
  • ببه: (baba) بچه

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۸, شنبه

خاطرات

اين قسمت را بايد خاطرات ايام جديد نام نهاد چون مال يكي دوسال پيش است.
در مطلب پايين از تول او (Tool ow) به معني آب گل آلود ياد شده، ياد خاطره اي از مادر بزرگ 83 ساله اما شوخ طبعم افتادم.
احتمالاً همه شما شكلات داغ خورده ايد يا شنيده ايد.
معمولاً كمي كاكائو و شكر را با كمي آب جوش خوب به هم مي زنند و بعد آب جوش بيشتري اضافه مي كنند. (چيزي شبيه نسكافه)
اين نوشيدني داغ فوق الذكر بسيار مورد علاقه پسرعمه است و هميشه درست مي كند و ميخورد. روزي، مادر بزرگ مشترك ما منزل ايشان بوده و وقتي پسرعمه ام به ايشان تعارف مي كنه و ميگه: "ننه جان مي خوري؟"
مادربزرگم به شوخي جواب مي ده: "چي مه بخوروم، تول او؟" (chi ma bokhorom tool ow)
يعني چي بخورم، آب گل ؟

ياد بگيريم:

برمه (bormah)= گريه، گريه كردن
تول (tool)= گل، گل آلود مثلا (تول او) يعني آب گل آلود
هوشتك(hoshtok)= سوت، سوت زدن

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۳, دوشنبه

لغت

آيا معني لغات زير را ميدانيد؟
  • هوشت (Husht)
  • هوشت دنگتن (Husht dengaton)
  • هوشت بخوردن (Husht bokhordon)

اشعاری ارسالی آقای محمد علیا

وطن يعني دمجار آسيويي در
وطن يعني سريچال تنگه اي گل


اين شعر بيانگر مناطقي از صحراي اطراف روستاي كوئين ميباشد
به اين صورت كه دمجار به معني زمينهاي زير كشت ديم
آسيويي در جايي بوده كه در زمانهاي نه چندان دور آسياب وجود داشته
سريچال قسمتي از مزارع آن روستاست كه آبهاي زيادي داشته
تنگه tengeh ابتداي ورودي آب رود خانه به مزارع روستاست كه از دره هاي خيلي باريك وسخره اي جاري ميگردد

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۲, یکشنبه

نام اين وسيله چيست

آيا نام اين وسيله را ميدانيد؟
آيا ميدانيد چه كاربردي دارد.



گياه كبار

چندي پيش يكي از دوستان از گياهي به اسم كبار نام برده بود و در جواب نوشته بودند كه از اجزاي سبزي خوردن است.
البته كبار همان تره مي باشد.
در طالقان هم (مانند اكثر روستاهاي ديگر) سبزيجات نام محلي خود را دارند. مثلاً در روستاي ما
  • به مرضه مي گويند: گرم تره (Garme tara)
  • به شنبليله مي گويند: خلفه (Kholfa)
  • به شاهي (ترتيزك) مي گويند: تندك (tondak) يا تكج (takoj)
  • به ترخون يا تلخون مي گويند: تلخم (talkhom)



۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۱, شنبه

لغت اسكيجك

آيا مي دانيد معني لغت اسكيجك (Eskijok) چيست؟

همينطور اسكيجك بيزين (Bizin)

عكس لنگري

اين هم تصوير لنگري كه گفته بودم







عكس الا جيم جيم يا كش كلا

قبلاً عكس از الاجيم جيم يا كش كلا را گذاشته بودم اما ناواضح بود شايد اين دوعكس گوياتر باشد .
البته من تازه امسال فهميدم كه اون دوك هاي قرمز رنگ، تخم اين گلهاي ريز زرد رنگ هست.