این داستان را قبلا نوشتم اما پاک شد. یه تاکسی تلفنی گرفته بودیم . من و خواهرزاده ام که کوچک است کنار هم نشسته بودیم. مادرم گفت که خواهر زاده ام یه کاری بکنه . من هم گفتم "خیلی خجیره چیه" راننده که طالقانی بود گفت شما اهل طالقانید. گفتم آره. از کجا فهمیدید؟ گفت از همین خجیره چی . خلاصه کاربرد اصطلاحات و لغات طالقانی باعث شناختن یکدیگر میشود. همانند آذری ها که یک کلمه میگویند هزار نفر پشتیبان پیدا میشود.
قدیما به ما که بچه خوب و سربه راهی بودیم میگفتند خجیر وجه. پس باید به معنی خوب یا سربه راه باشد :)
پاسخ دادنحذفاین داستان را قبلا نوشتم اما پاک شد. یه تاکسی تلفنی گرفته بودیم . من و خواهرزاده ام که کوچک است کنار هم نشسته بودیم. مادرم گفت که خواهر زاده ام یه کاری بکنه . من هم گفتم "خیلی خجیره چیه" راننده که طالقانی بود گفت شما اهل طالقانید. گفتم آره. از کجا فهمیدید؟ گفت از همین خجیره چی . خلاصه کاربرد اصطلاحات و لغات طالقانی باعث شناختن یکدیگر میشود. همانند آذری ها که یک کلمه میگویند هزار نفر پشتیبان پیدا میشود.
پاسخ دادنحذفtaleghani bohar chandi khojira
پاسخ دادنحذفrukhne gal banish ke delpazire
ghsmati az sher taleghani sorod salehi
خجير به معني زيباي خوب است
پاسخ دادنحذفخجير يعني خوب.
پاسخ دادنحذفدر احوال پرسي يعني قبراق (غبراغ، قبراغ، غبراق ؟؟؟)
نظر دوستان درست است
پاسخ دادنحذفخوب بودن سر به راه بودن سرحال بودن