من نشنیده بودم ولی بنا به نظر دوستان قبل از من فعل زنجیدن باید به معنی غرولندکردن باشد؟ کاش یکی از دوستانی که به زبان واردتر است افعال یا لااقل آنهایی را که کاربرد بیشتری دارد در یک نوشته جداگانه در وبلاگ میگذاشت و صرف میکرد. فکر میکنم این خودش هم میتوانست بخش جدیدی در وبلاگ باشد.
البته الان یادم آمد که کلمه (زنجموره) کردن که به معنای آه ناله و یا زاری کردن است را شنیده بودم. پس معنی این ضربالمثل هم میتواند کنایه به کسی باشد که میخورد و آه و زاری هم میکند(مثلا کسی که در یک مجلس ختم از خوردن عقب نمیماند)
تقريبا نظراتون درست بود. اين مثل براي كسي به كار ميره كه هم چيزي رو ميخوره هم از كيفيت اون ناراضيه. در واقع اين مثل ميخواد بگه اگه بده چرا ميخوري اگه خوبه چرا ايراد ميگيري؟ حتي تو مجلس ختم!! مثلا ممكنه يكي زياد حلوا بخوره ولي همش هم بگه چقدر بدمزه است! يا چقدر بد پختن!!!!! :)
يعني هم مي خوره هم شاكي و ناراضيه؟!
پاسخ دادنحذفهم میخوره هم حرف زیادی میزنه
پاسخ دادنحذفمن نشنیده بودم ولی بنا به نظر دوستان قبل از من فعل زنجیدن باید به معنی غرولندکردن باشد؟
پاسخ دادنحذفکاش یکی از دوستانی که به زبان واردتر است افعال یا لااقل آنهایی را که کاربرد بیشتری دارد در یک نوشته جداگانه در وبلاگ میگذاشت و صرف میکرد. فکر میکنم این خودش هم میتوانست بخش جدیدی در وبلاگ باشد.
البته الان یادم آمد که کلمه (زنجموره) کردن که به معنای آه ناله و یا زاری کردن است را شنیده بودم. پس معنی این ضربالمثل هم میتواند کنایه به کسی باشد که میخورد و آه و زاری هم میکند(مثلا کسی که در یک مجلس ختم از خوردن عقب نمیماند)
پاسخ دادنحذفتقريبا نظراتون درست بود.
پاسخ دادنحذفاين مثل براي كسي به كار ميره كه هم چيزي رو ميخوره هم از كيفيت اون ناراضيه. در واقع اين مثل ميخواد بگه اگه بده چرا ميخوري اگه خوبه چرا ايراد ميگيري؟
حتي تو مجلس ختم!! مثلا ممكنه يكي زياد حلوا بخوره ولي همش هم بگه چقدر بدمزه است! يا چقدر بد پختن!!!!!
:)
یاد شب های برره افتادم که میگفت پائین برره و بالا برره و هرکدومش یه جور بودن و.... D-:
پاسخ دادنحذفروستای ما(میر) میگن:
ham mikhoreh
ham mizenjeh