من نشنیده بودم و به حدس و گمان می گم که شاید منظور کسی باشد که از پس کاری برنمیاد و تقصیر را به گردن چیز و یا کس دیگری بیاندازد؟ و یا وقتی که مشکلات زیاده از حد باشند؟
البته اگر آن طور که خانم مشایخ گفتند به جای مشکل پشکل باشد این معنیها هم جور در نمیایند.
تا آنجا كه من مي دانم لغت مشگل در چند آبادي به همين صورت تلفظ مي شود و به معني پشگل (مدفوع گوسفند) مي باشد. لازم به ذكر است كه از پشكل براي سوزاندن در تنور استفاده مي شود و چون كوچك است زود مي سوزد و بايد تند تند در تنور ريخت. معني لغوي اين مثل هم مي شود: پشكل در تنور مي ريزي؟ (اين هم يه راهنمايي براي رسيدن به جواب!!)
فكر كنم پشگل تنوره مي ني درست باشد.
پاسخ دادنحذفمن نشنیده بودم و به حدس و گمان می گم که شاید منظور کسی باشد که از پس کاری برنمیاد و تقصیر را به گردن چیز و یا کس دیگری بیاندازد؟
پاسخ دادنحذفو یا وقتی که مشکلات زیاده از حد باشند؟
البته اگر آن طور که خانم مشایخ گفتند به جای مشکل پشکل باشد این معنیها هم جور در نمیایند.
تا آنجا كه من مي دانم لغت مشگل در چند آبادي به همين صورت تلفظ مي شود و به معني پشگل (مدفوع گوسفند) مي باشد.
پاسخ دادنحذفلازم به ذكر است كه از پشكل براي سوزاندن در تنور استفاده مي شود و چون كوچك است زود مي سوزد و بايد تند تند در تنور ريخت. معني لغوي اين مثل هم مي شود: پشكل در تنور مي ريزي؟ (اين هم يه راهنمايي براي رسيدن به جواب!!)
مثل اینکه من خیلی به بیراهه رفته بودم.
پاسخ دادنحذفپس باید مورد استعمالش مواقعی باشه که کاری بیحاصل و کم نتیجه انحام بشه؟
منظور پرخوري و تندتند خوردن است و جنبه نكوهش دارد.
پاسخ دادنحذف